تبلیغات
«حجاب راه خدا» - به درک رفتن پلیس ستمکار...
«حجاب راه خدا»
منوی اصلی
مطالب پیشین
همراه با قرآن
آیه قرآن تصادفی
لینک دوستان
پیوندهای روزانه
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • کل بازدیدها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین به روز رسانی :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل مطالب :
درباره

گذشتگان (شهدا)کاشتند و ما خوردیم.ما بکاریم تا دیگران بخورند.
جستجو


تدبّر در قرآن
آیه قرآن
آرشیو مطالب
صفحات مجزا
لوگوی دوستان
ابزار و قالب وبلاگ
کاربردی
ذکر روزهای هفته مهدویت امام زمان (عج) آمار بازدید تماس با ما
ابر برچسب ها
اخراج شدم به دلیل داشتن حجاب ,  دانلود نرم افزار طراحی ,  دانلود نرم افزار رایت دیسکnero2014 ,  حجاب از دیدگاه قیام عاشورا ,  نجابت و پاک دامنی در ذات ایرانیان ,  مرد هایی مانند کبک ,  کبک هایی که سره خود را زیر برف کرده اند ,  حجاب ریشه در اصالت دارد ,  عاشورا و حجاب ,  دلیل اخراج کارمندی به بهانه داشتن حجاب ,  حجاب پیام اصلی قیام عاشورا ,  برای امر به معروف اهدای یک چشم کافی است؟ ,  ثمره قیام عاشورا استحاکم حجاب ,  بالا رفتن ارزش زن همراه با داشتن حجاب ,  دانلود نرم افزار رایت سی دی ,  حجاب نزد ایرانیان استو بس ,  حجاب دلیل اخراجم بود ,  دانلود نرم افزار رایانه ,  آیا حجاب میتواند باعث اخراج یک کارمند باشد ,  دانلود نرم افزار کامپیوتر ,  از دست رفتن یک چشم نتیجه ی جلوگیری از ریختن آبروی دختر ,  نتیجه از دست دادن چشم در امان ماندن دختری از دست هوس رانان ,  حجاب میراث گذشتگان ,  انسان هایی که مانند کبک سره خود را زیر برف کرده اند ,  حجاب از منظر مکتب عاشورا ,  دانلود نرم افزار مدیریت دانلودIDM ,  اخراج یک کارمند به دلیل داشتن حجاب ,  اهدای یک چشم جهت حفظ آبروی یک دختر ,  دانلود نرم افزار فوتوشاپcs6 ,  اهدای یک چشم برای جلوگیری از ریختن آبروی یک دختر , 
ارسال شده در دوشنبه 20 آبان 1392 ساعت 01:02 ق.ظ توسط ایرانی سرفراز س.ک

به درک رفتن پلیس ستمکار...

آقای حاج سید اسماعیل هاشمی  نقل می كند:
در زمان حاج شیخ عبدالكریم حائری  (رضوان الله تعالی علیه ) و داستان بی حجابی رضاخان قُلدر، دو تا پاسبان بودند كه خیلی اذیت می كردند.

روزی زنی با روسری از خانه بیرون می آید، یكی از این پلیسها او را تعقیب می كند، آن زن هر چه او را قسم می دهد و حضرت اباالفضل (ع) را شفیع قرار می دهد در او اثر نمی بخشد. بلكه آن بی حیا توهین هم می كند كه اگر اباالفضل كاری از او ساخته می شد نمی گذاشت دستهای او ... همان روز بحمام می رود و دلش درد می گیرد، معالجات اثر نمی كند و بدرك می رسد. غسّال گفته بود: دیدم ، مثل اینكه سیلی به صورتش خورده شده باشد صورتش سیاه شده بود.


پلیس دیگر شقاوت بیشتری داشت ، گاهی وارد خانه ها می شد و زنها را از خانه بیرون می آورد و روسری از آنها برمی داشت .
زنی او را به حضرت اباالفضل (ع) قسم می دهد كه اذیت نكن ، در جواب می گوید: اگر حضرت كاری از او ساخته می شد.... زن ناراحت می شود و نفرین می كند: حضرت عباس جزایت را بدهد. همان شب مامؤ ریت پیدا می كند.
كشیك بازار شود.
وقتی می خواسته از سوراخ درب اطاق نگهبانی نگاهی به بازار كند. دستی به پشت گردن او می خورد و از اطاق بازار پائین می افتد و به درك می رسد.
  روز بعد برای خوشحالی ، تمام بازار را چراغانی می كنند . (1) 

 

پی نوشت:

1- (حضرت اباالفضل مظهر كمالات و كرامات ، ص 447)