تبلیغات
«حجاب راه خدا» - یادش بخیر کربلای جبهه ها...
«حجاب راه خدا»
منوی اصلی
مطالب پیشین
همراه با قرآن
آیه قرآن تصادفی
لینک دوستان
پیوندهای روزانه
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • کل بازدیدها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین به روز رسانی :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل مطالب :
درباره

گذشتگان (شهدا)کاشتند و ما خوردیم.ما بکاریم تا دیگران بخورند.
جستجو


تدبّر در قرآن
آیه قرآن
آرشیو مطالب
صفحات مجزا
لوگوی دوستان
ابزار و قالب وبلاگ
کاربردی
ذکر روزهای هفته مهدویت امام زمان (عج) آمار بازدید تماس با ما
ابر برچسب ها
دانلود نرم افزار مدیریت دانلودIDM ,  اخراج یک کارمند به دلیل داشتن حجاب ,  مرد هایی مانند کبک ,  حجاب از دیدگاه قیام عاشورا ,  دلیل اخراج کارمندی به بهانه داشتن حجاب ,  حجاب دلیل اخراجم بود ,  حجاب از منظر مکتب عاشورا ,  بالا رفتن ارزش زن همراه با داشتن حجاب ,  نتیجه از دست دادن چشم در امان ماندن دختری از دست هوس رانان ,  اهدای یک چشم جهت حفظ آبروی یک دختر ,  کبک هایی که سره خود را زیر برف کرده اند ,  اخراج شدم به دلیل داشتن حجاب ,  دانلود نرم افزار کامپیوتر ,  از دست رفتن یک چشم نتیجه ی جلوگیری از ریختن آبروی دختر ,  دانلود نرم افزار فوتوشاپcs6 ,  دانلود نرم افزار طراحی ,  آیا حجاب میتواند باعث اخراج یک کارمند باشد ,  دانلود نرم افزار رایانه ,  حجاب ریشه در اصالت دارد ,  اهدای یک چشم برای جلوگیری از ریختن آبروی یک دختر ,  حجاب میراث گذشتگان ,  دانلود نرم افزار رایت سی دی ,  ثمره قیام عاشورا استحاکم حجاب ,  حجاب پیام اصلی قیام عاشورا ,  عاشورا و حجاب ,  برای امر به معروف اهدای یک چشم کافی است؟ ,  دانلود نرم افزار رایت دیسکnero2014 ,  نجابت و پاک دامنی در ذات ایرانیان ,  حجاب نزد ایرانیان استو بس ,  انسان هایی که مانند کبک سره خود را زیر برف کرده اند , 
ارسال شده در دوشنبه 13 آبان 1392 ساعت 11:01 ق.ظ توسط ایرانی سرفراز س.ک


حاج سعید قاسمی میگفت توی کانال حنظله شهید بیرون آوردیم:
توی جیب پیراهنش یه کاغذ بود نوشته بود:




برادرم نگاهت!
خواهرم حجابت!
میگن شهدای گردان حنظله توی کانال پنج روز بدون آب و غذا محاصره
بودن در مقابل نیروهای زرهی دشمن،
به بچه ها میگفتن فقط به خمینی فحش بدید تا دست از سرتون برداریم
میگن هر چند ساعت یک بار یکی بلند میشده الله اکبر میگفته، ولی چون
لباش خشک بوده لبها خونی میشده
وبا لب خونی میگفت :
الله اکبر
یادشان گرامی